دسته‌ها
تاریخ و جامعه جالق مطالب گوناگون

حوادث هولناک در گذر تاریخ

همان گونه که نعمت‌های الهی پایانی ندارند، و از هر نعمت بزرگ، نعمتی بزرگتر می‌توان یافت، همین گونه آفات و بلاها نیز پایانی ندارند، و از هر مصیبت، ممکن است مصیبت بزرگتری یافته شود.
در این مطلب مختصر از کتاب «المدهش» علامه ابن الجوزی رحمه الله به‌اختصار حوادثی نقل خواهد شد که در ازمنۀ گذشته در نقاط مختلف جهان اسلام رخ داده است.
هدف از این نوشته، گذشته از معلومات تاریخی، این است که افرادی که دچار مصیبت و حادثه‌ای باشند با اطلاع از این حوادث توفیق شکر یافته و صبر و آرامش حاصل کنند؛ زیرا فطرت انسان است که با دیدن شخصی که دچار بلای بزرگتری است، توفیق صبر پیدا می‌کند و به آرامش دست می‌یابد.

▪️در سال 18 هجری در زمان خلافت راشدۀ حضرت فاروق اعظم رضی الله عنه قحط سالی بزرگی رخ داد. باد، غباری خاکستر مانند در هوا می‌پراکند، برای همین آن سال «عام الرماده» یعنی سال خاکستر نام گرفت.
جانوران وحشی، بی‌تاب از گرسنگی و تشنگی به انسان‌ها پناه می‌آوردند. در این خشکسالی حضرت فاروق اعظم رضی الله عنه با خود عهد کردند که از روغن و شیر و گوشت استفاده نخواهند کرد تا زمانی که قحطی مرتفع نشود و برای همۀ مردم این غذاها میسر نشود.

▪️در سال 64 هجری در شهر بصره طاعونی شدید رخ داد. زمانی که مادر امیر شهر وفات یافت برای حمل جنازۀ وی چهار نفر هم یافت نمی شد.

▪️در سال 96 هـ باز در بصره، طاعون معروف به «جارف» رخ داد و به سبب آن تنها طی سه روز، هفتادهزار شخص جان سپردند. در همین طاعون هشتاد تن از فرزندان حضرت انس رضی الله عنه وفات یافتند. (ایشان بیش از 100 فرزند داشتند).
به سبب طاعون گاه اهل یک خانه باهم وفات می‌کردند و چون به دلیل شمار بالای فوت‌شدگان ، امکان انتقال آنها به قبرستان و دفنشان وجود نداشت، همه را در خانه رها کرده و درِ آن را گل می‌گرفتند.

▪️در سال 334هـ چنان قحطی واقع شد که برخی به خوردن جانوران مرده روی آوردند و برخی فرزندان خود را می‌خوردند. چند پاره نان به بهای املاک گرانقیمت خریده می‌شد. حاکم آن دوران «معز الدوله» چند کیسه آرد را به قیمت بیست هزار درهم خرید.

▪️در سال 233 در سرزمین شام زلزله‌های پی‌درپیِ شدیدی رخ داد که تا چهل روز ادامه داشت و به سبب آن شهر تاریخی انطاکیه واقع در ترکیۀ کنونی به کلی ویران شد.

▪️در سال 226 هجری در شهر تیما (واقع در شمال عربستان) باران و تگرگ شدیدی درگرفت. دانه‌های تگرگ هر یک به اندازۀ تخم مرغ بود. در این حادثه 370 شخص کشته شدند و صدایی شنیده می‌شد که می‌گفت: «ارحم عبادك، اعف عن عبادك»؛(بر بندگانت رحم بفرما و آنان را مورد عفو قرار بده). رد پایی عجیبی نیز مشاهده شد که طولش نیم متر و عرضش یک وجب بود و بین دو گام حدود دو متر فاصله داشت. مردم صدا را دنبال کردند. صدا شنیده می‌شد اما شخصی دیده نمی‌شد.

▪️در سال 240 بادی از جانب ماوراء النهر وزیدن گرفت و از شهر مرو گرفته تا نیشابور و ری و همدان و حلوان و سامرا و بغداد را در عراق درنوردید و اهالی تمام این شهرها دراثر آن به تب و سرفه و زکام مبتلا شدند و جمع کثیری وفات یافتند.

▪️در همین سال در سرزمین مغرب (مراکش) سیزده روستا از توابع شهر معروف «قیروان» به زمین فرو رفت و از آن همه تنها 42 شخص نجات پیدا کردند که چهره هایشان سیاه شده بود. آنها به شهر قیروان آمدند اما مردم آنها را بیرون راندند و گفتند: شما دچار قهر الهی شده‌اید. حاکم شهر ناچار، بیرون از شهر برای آنها جای اقامت ساخت.

▪️در سال 241 جنبشی در ستارگان آسمان مشاهده شد، به طوری که ستارگان و اجرام سماوی مانند لشکر ملخ از شرق به غرب حرکت می‌کردند و این پدیده از غروب خورشید تا طلوع فجر ادامه داشت. چنین چیزی تنها در زمان بعثت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم رخ داده بود.

▪️در سال 242 هـ در شهر دامغان زلزله ای آمد که به سبب آن 25 هزار نفر کشته شدند.
در همین سال در شهر حلب نیز حادثه‌ای بیمناک رخ داد. در تاریخ 7 رمضان پرنده‌ای مخصوص که جثه‌اش مقداری از کرکس کوچک‌تر بود بر درختی فرود آمد و چهل بار صدا کرد: « يَا معشر النَّاس اتَّقوا الله، الله الله»؛ (ای مردم، از خدا بترسید، الله الله). این ماجرا تا سه روز ادامه داشت. پانصد نفر که این واقعه را به چشم دیده بودند نزد حاکم گواهی‌شان را درج کردند.

▪️در سال 462 گرسنگی و وبا در مصر شدت گرفت به طوری که مردم به خوردن گوشت انسان روی آوردند. گفته می‌شود یکی از وزرای مصر نزد حاکم رفت و سواری‌اش را همان نزدیکی بست. سه نفر سواری را ربودند و ذبح کرده و خوردند. حاکم آن سه نفر را دستگیر کرده و به دار آویخت. صبح هنگام از آن سه، تنها استخوان‌ها باقی مانده بود و گوشتشان را مردم گرسنه خورده‌ بودند!.
نعوذ بالله من الخسف والقحط والوباء والبلاء والزلازل والفتن ونسأل الله العافیة، إنه أرحم الراحمين. (ثمرات الأوراق).

نویسنده : افسانه رخشانی

منبع : وااسلاماه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *